محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2379
مرآة البلدان ( فارسى )
نزديكى پاوه چشمهء آبى است معروف به سراب هولى . جاى بسيار باصفائى است و آب خوشگوارى دارد . اسامى بعضى قراى جوانرود از اين قرار است : ملىآباد ، تمتم ، كوماشتر ، زلان ، دهتوى ، خاتمآباد ، صفىآباد ، نول ، شمشير . آب قصبه و توابع منحصر به چشمه و رودخانه است . قنات ندارد و منبع اين رودخانهها اكثر كوهستان همين محل است . آبهاى اينجا به سمت مغرب و جنوب جارى است و به رودخانهء سيروان ملحق مىشود . تقريبا عدهء نفوس جوانرود پانزده هزار است كه يك هزار و ششصد و چهل نفر در قصبه و باقى در توابع ساكن و اهالى دهات و ايلات مىباشند . محصول جوانرود صيفى و شتوى است از گندم و جو و ذرت و ارزن و نخود و عدس و ماش و حب البقر و پنبه و خربزه و هندوانه و توتون و اكثر ميوهجات در اين محل يافت مىشود و وفور دارد . انار و انجير و آلوچهء پاوه معروف است و گزانگبين و سقز و عسل و كتيرا هم دارد كه به خارج حمل مىشود . از چيزهائى كه منحصر به همين محل است عسل شاه بدرم است و زياد نيست . مگس اين عسل باريكتر و ضعيفتر از ساير مگسهاست و هيچوقت خانگى نمىشود . در بيابانهاى كمآبى كه زمين سخت و سطبر باشد جا مىگيرد و قريب نيمذرع پائين مىرود و در آنجا شانهاى عسل كوچك به قدر كف دست مىگذارد . شهد و سيلان اين عسل مثل ساير عسلها نيست و به ترنجبين شبيه است . طعم خوشى دارد . پرزننده نيست . حرفه و صنت اهالى اين بلوك چقماقسازى و قنداقسازى و چاقو و سرچپوقهاى معمول همان صفحات است . چادر شب و روفرشى ريسمانى هم مىبافند . از آثار غريبهء جوانرود مغارهاى است از سنگ در دامنهء كوه واقع و مغاره را كردها « كاوات » مىگويند . از قرار مذكور وضع اين مغاره خيلى غريب است . ابتدا كه آن را مىبينند گمان مىكنند طاق و رواقى است كه معمار و بنا آن را ساخته . هيئت آن هلالى است . در جلو صفهاى دارد كه ارتفاع صفه از زمين و معبر سه چهار ذرع مىشود . چون به صفه رفتند طاق را مىبينند كه خيلى بزرگ و گشاده است و براى هركس به آسانى ممكن است از اين صفه ميان طاق برود . در وقت رفتن بايد قدرى سرازير شد چنين مىنمايد كه پلهپله بوده و پلهها خراب شده . بههرحال